دلم
می خواهد درد دلی با امام زمان بکنم
وقتی وارد حرم شدم آنقدر دلم برای غربت
مولایم گرفته بود که نمی دانستم چگونه .... ! من نمی دانم چرا هر وقت فاذا فرغت می
شوم فانصب جدیدی از راه می رسد وگلویم را می گیرد ! 
خدایا تو چه می کنی با این کل یوم هو فی شانت !
خدایا می دانم که برای تو هدایت بنده هایت خیلی آسان است .
تو صاحب ملکوت آسمان و زمینی و بارها و بارها بزرگی و عظمتت را در این هدایت های باطنی تماشا کرده ام .
تا به حال چند بار شاد
شده ام از دیدن این ملکوت
گردانی تو...نمی دانم ! خدایا چقدر
تو زیبایی و همیشه یکی از زیبایی هایت برای من این است که ناگهان پرده از
رخسار امر باطنی ات بر می داری و یکی که تا دیروز یک راه دیگری می رفت
ناگهان.......برمی گردد با ظاهری کاملا متفاوت...می دانم اما دلم
می خواهد درد دلی با امام زمان بکنم !
اجازه هست خدایا ؟
می خواهم بگویم ...مولاجان... شما که بر دل دوستانتان سیطره دارید چه می شود کاری کنید که حقایق را ببینند و فتنه گر را از مظلوم بشناسند؟
مولاجان
شکایت به شما می آورم از دست دوستدارنتان ! چرا باید دوستداران شما و مومنان دیرینه در این فتنه گرفتار شوند؟
چرا سیدی از نسل شما این طور حرف می زند و شما توجهی به او نمی کنید ؟ هدایتی بصیرتی بینشی انصافی عدالتی!!!! بالاخره بدون توجه شما که کسی بینا نمی شود مولاجان . می شود ؟
مولا جانم اجازه هست بگویم ؟مولا جان ندیدید چه می گفت ؟ ندیدید در جایگاه سید و عالم دینی چه می گفت ؟چرا دیدید
....یقین دارم که دیدید.... زیرا وقتی دست به دامنتان شدم که او سخن را کوتاه کند بلافاصله مرحمت
فرمودیدو جمع شد آن بساط .
اما مولا جان ! هیچ کس در آن مجلس نبود که جوابی در برابر آن استدلالهای ناصواب و زهر آلوده داشته باشد . آن حرفها اثرش را در ذهنها گذاشت و کسی جوابش را نداد ! و من هم نتوانستم حرف بزنم ! زیرا آن سید بزرگ جلسه بود و من کوچک ! و اصلا جای مباحثه نبود! نه جوابی ! نه پادتنی . نه مداوایی !
مثل آن بود
که شمشیر ابن ملجم را برای فرق علی آماده می کنند ! در زهر می خوابانند!! و من دارم می بینم !
شنیده ام چهل بار در زهر شستشویش داده اند ! آیا این حقیقت دارد مولا جان ؟
آیا این بود جواب تمام مجاهدت های مولا علی ؟!
یعنی که عدالت را کنار
بگذار! یعنی اینکه حالا که سهم زیاده خواهی ما را نداده ای جوابت را با شمشیر می
دهیم!
زهر امروز همین تهمت هایی ست که بر نظام وارد می شود !
زهر همین است که اعلام جرم رهبر را نمی شنوند و انگشت ها را به سمت دیگری می گیرند!
زهر امروز همین
هایی ست که اسمش هست نقد !! اما در باطن چشم پوشی از حق و انصاف است و گرفتن انگشت
ملامت به سمت مظلوم !
مظلومی که حاکم است !
همیشه
از خودم می پرسیدم چطور ممکن است
کسی حاکم باشد ولی مظلوم واقع شود ! شد ! دیدم که شد ! من حاکمی را دیدم
که تقوا داشت و توسط مدعیان بی تقوا به راحتی مورد فتنه و ظلم قرار گرفت و
مردمانی را که در این میانه سکوت کرده بودند از بس که مومن بودند!!!! مولا جان ولی این که خیلی سخت است ! خیلی سخت است که ظالم مدعی مظلوم شود !!
خیلی سخت است که عمر سعد به خاطر نام پدرش مدعی خون علی اصغر شود ! نیست ؟ !
یعنی اینکه آی حاکم با تقوا ::سهم بی تقوایی و فتنه گری مارا بده !!!!
یعنی اینکه اگر ما جنگ جمل و صفین و نهروان را بپا کردیم مهم نیست !
اگر ما
مردم را در خیابان ها ریختیم مهم نیست !!!!
اگر تهمت تقلب و دزدی زدیم مهم نیست !
اگر معاویه ها یی مثل رضا پهلوی
و گوگوش و سیا و بی بی سی برای خط اماممان کف زدند مهم نیست !!!!
اگر400 مامور بر قراری نظم و امنیت مورد کتک کاری جامعه ی مدنی مدرن ما قرار گرفت مهم نیست !!!!
اگر میلیاردها دلار ثروت ملت ایران در
قرار دادهای الجزایر و کرسنت و کذا و کذا به جیب بعضی ها رفت مهم نیست !
اگر با کاغذ بازی اداری مان سالها مردم را پیچاندیم تا گره روی گره کارها بخورد ، مهم نیست !!
اگر برق
و گاز و آب و راه و مدرسه و امکانات را از روستاها دریغ کردیم و به جایش
فقط حرف زدیم و خودمان را در روزنامه و مجله به خورد ملت دادیم.... مهم
نیست !!!!
اگر تقوای الهی و دین خدا را سالها در بازی مدرنیته و تمدنمان رقصاندیم و مسخره کردیم مهم نیست !!!
اگر مردم غزه را له کردند و ما قول دادیم که به حزب الله سلاح نفروشیم مهم نیست !!!
اگر مدام رفتیم انگلستان و مدرک و پول و ساپورتر برای خودمان دست و پا کردیم برای تمدن و فرهنگ کذایی مهم نیست !
ما رسانه داریم و گوش فلک را کر می کنیم از ادعا !!!
مهم این است که سهم ما را از حکومت بدهید و حق مردمی که رسانه ندارند را ...باز هم به حلقوم ما بریزید!
درست مثل همان
بیست و پنج سال گذشته !
ما حتی شعارهای انقلاب را هم زیر پایمان به لجن سبز می کشیم !
زیرا خون شهدا و حق الناس هم خریدنی و هم فروختنی ست ! وشما باید حق گردن کلفت ما بزرگان را از جیب مستضعفان ادا کنید !!
و اگر نکنید
شما را با نمایش های خیابانی
و رسانه های آنچنانی مان
در ذهن مردم آنقدر خراب می کنیم
که وقتی شمشیر زهر آلود تهمت بر فرقتان فرود آمد ،
همه بگویند آیا علی با این همه ظلمی که می کرد .... نمازهم می خواند ؟
مولاجان ! آن سید گفت وگفت وگفت و شما نظارگر بودید که چقدر داوری هایش به ناحق است! ناحق ! آخ آخ مولاجانم ! چقدر مظلومید ؟ شما حتی درمیان شیعیان خود هم مظلومید !اما من آنقدر دردم گرفته که می خواهم از خودمان به شما شکایت کنم ! می خواهم شکایت کنم ازین نوع دینداری که ماداریم!
وقتی آن سید گفت که مولا علی حتی در برابر خوارج هم نرمش نشان می داد ! ولی ما سرمایه یک ملت را که همان دین او و نام امام علی ست را خرج قدرت خود می کنیم !
منظور سر بسته اش این بود که این قدرت طلبی ست
که باعث می شود رهبر در برابر زیاده خواهان بایستد و نرمش نشان ندهد....!!!
وای که چه دردی داشت سخن آن سید
! مثل اینکه خنجری فرو می کردند در قلبم و من اصلا نمی توانستم حرفی بزنم !
او از نرمش گفت و از علی .....
اما آن سید نگفت پس چه کسی باید از رای مردم پاسداری کند اگر وظیفه رهبر این نیست ؟ آن سید نگفت که نام امام علی در صورتی که روش و سیره او زنده نشود به چه کار می آید جز تظاهری و تزئینی ؟
او نگفت که حتی مولا علی هم وقتی دید خوارج با لباس ظاهری دین بر تن مشغول پوک کردن عمق دین از عدالت و معنویت هستند ساکت ننشست و وقتی خوارج شمشیر بر داشتند و قیام خیابانی کردند برای براندازی حکومت اسلامی ....او نیز دلاورانه برای حفظ کلمه توحید جنگید !!!
آن سید نگفت هدف اجتماعی دین همان اجرای عدالت است و هدف درونی دین معنویت ووقتی خوارج با ظاهری معنوی در برابر عدالت علوی شمشیر کشیدند امام نیز نرمش نشان نداد و تسلیم سخن باطل آنها نشد تا آنجا که جواب او را با شمشیر در محراب دادند همان خوارج!!!!
راستی اگر امام علی به هر کدام از ناکثین و
قاسطین و مارقین سهمی را که می خواستند می داد.... به یکی مقام و موقعیت ....به
یکی ثروت و قدرت.... و به یکی ظاهر معنویت و غرور آخرت... آیا چیزی از دینداری
برای امروز ما باقی می ماند ؟
آخ آخ مولاجانم ! مظلومیت جدتان علی دیشب دوباره دلم را لرزاند !
آن سید گفت که اسلام خشونت و خون نیست ! آری او حتما درست می گفت ! اما او نگفت چه کسی بود که این دو کار را انجام داد . !!! چه کسی بود که قانون را زیرپاگذاشت و مردم را به خیابانها ریخت و تحریک کرد و شمشیر کشید و به پایگاههای بسیج ومساجد حمله کرد و بانکها و اتوبوسها را آتش زد و شهر را ناامن کرد و جان و امنیت مردم را حراج قدرت خود کرد؟ آیا این کارها مورد تایید خدا بود ؟ یا آنکه لابد این ها هم کار بسیج بود !!!
آیا این
نصیحت های بزرگوارانه را به آن جنبش رنگ خورده ای که این بلاها را بر سرما آورد هم
می کنند ؟ همان جنبشی که کاری کرد احساس نامنی در کشور روی موجهای رادیوها و رسانه
های خارجی بالا بگیرد تا منافع ملت ایران در چانه زنی های خارجی اش لگد کوب شود !!!؟
دوستی در همان روزها از دبی برایم خبر اورد که حتی دربان هتل هم با نگرانی می پرسید :چه شده
؟در ایران جنگ داخلی شده برای قدرت ؟
ای وای برما. آیا شما همین را می خواستید ؟ تضعیف ایران با جنگ داخلی ؟ یا حتی پخش شایعه آن وجو سازی بر ضد ایران هم برایتان کافی بود !!!
مولا جان ببینید چه می کنند ؟! حالا ما را نصیحت می کنند که خشونت بد است در حالی که انگلستان بورسه تحصیلی به نام نداآقا سلطان (این قربانی توطئه و فتنه همین سبزها) می دهد و شهیدان بسیجی حافظ امنیت ملت خونخواهی ندارند و دادرسی بجز خداوند برایشان نیست !
آیا زمان آن نرسیده که نصیحتی هم به آنهایی بکنند که روی خون شهدا کاخ قدرت می سازند ؟
آن سید گفت باید آنها (همانهایی که شمشیر کشیدند) را راضی نگه داشت!!! اما نگفت که مردم فقیر روستاهای کشوررا چه کسی راضی نگه دارد . ایا جرم آنها همین است که رسانه بی بی سی و سی ان ان ندارند !!! آنهایی که با امید به دکتراحمدی نژاد رای دادند تا سیاست های اقتصادی ناعادلانه ای که در آن بیست و پنج سال پایه ریزی شد اندکی ترمیم شود و عدالت کمی جان بگیرد ؟
آن سید گفت "مولا علی در مسجد می نشست و مردم حتی به او توهین می کردند و او صبر می کرد اما این ها به اسم دین تحمل مخالف ندارند و فقط از کیسه دین خرج می کنند! !"
کلمه حق یراد بها الباطل.
آن سید نگفت چه کسی بود که چهار سال تمام در روزنامه ها هر روز ناسزا و تهمت جدید بارش کردند و اوهمه راخواند و و صبر کرد و ساکت ماند وگه گاهی با مظلومیت تمام فقط بعضی از آن ها را جواب داد آنهم با صدایی که حتی در رسانه ملی ما هم شنیده نمی شد!!
آن سید
نگفت چه کسی بود که دستمال سبز را خرج رای خود کرد و چه کسی بود که صدای اللهم عجل
لولیک الفرج را در دورترین نقاط کره زمین بلند کرد و قلب مردم جهان را به سوی
دوران حکومت امام زمان دعوت کرد و در عمل
به سوی تحقق آن گام برداشت؟ آیا این خرج کردن است؟ یا آن دستمال سبزهاو نام امام
یدک کشیدن ها؟
آن سیدنگفت چه کسانی بودند که در بیست و پنج سال حکومت خود فقط تمجدید شدند و قطار القاب و عناوین درشت شان روی ریل اصلاحات تا آغوش صهیونیست ها در کنفرانس های گفتگوی تمدنها ی سوئیس می رفت اما حتی تاب تحمل یک روزنامه را نداشتند که در نقد عملکردشان استدلال منطقی کند! چه برسد به این همه توهین و کاریکاتور در چهارسال ! حالا آنها شده اند دین دار و ما شده ایم بی دین ؟!!!
مولاجان ! آن سید گفت "تیم حسن روحانی در هسته ای کار عاقلانه ای کرد "....
راستی که چه عقلی بود که تسلیم شد و حق ملت را واگذار کرد و تعلیق را
پذیرفت و کوتاه آمد و این ها بی عقل اند که پلمب مراکز هسته ای را باز کرده اند و
تا غنای 3.5 درصدش رسانده اند چرا ؟
چون تحریم های آمریکا به ملت ما فشار می آورد و ما بهتر بود از همان ابتدا حرف آنها را قبول می کردیم و می گفتیم چشم !
اما او نگفت معنی عزت و غرور یک ملت و معنای استقلال و آزادی وحتی معنای انقلابی که به خاطرش این همه شهید دادیم چیست اگر باید تسلیم زور شد !؟ او نگفت معنای فرموده جدش حسین چیست که آگاه باشید كه این ملعون مرا میان دو امر مغیّر كرده است: میان شمشیر و ذلّت، امّا هیهات كه من تن به ذلّت و پستی دهم ....که انی لا اری الموت الاالسعاده ولا حیاه مع الظالمین الا برما؟ و نگفت معنای این آیه قرآن چیست :ولا ترکنوا الی الذین ظلموا فتمسکم النار؟
و نگفت آیا در زمانی که مراکز هسته ای ما پلمب
بود وشیب صعودی استقراض خارجی مان به 40 میلیارد دلاربا بهره بالا هم رسید و زمین ها شهرها در چنگ دولت و خواص روز به روز گرانتر و خدمات
اجتماعی کمتر و روستاها ویران تر و تمرکز
در پایتخت بیشتر واختلاف در آمدی وطبقاتی دهک های بالا و پایین اجتماعی لحظه به
لحظه بیشتر می شد آیا این ها به ملت فشار
نمی آورد ؟؟؟
ولی حالا که تحریم ها را شکسته ایم و به بازارهای جدید خارجی راه یافته ایم و روستاها و شهرهای کوچکمان آباد می شود و به مردم زمین می دهند و قیمت مسکن کنترل شده و شیب استقراض خارجی مان ثابت مانده و تعلیق از مراکز انرژی هسته ای مان برداشته شده و به جای گدایی برای 10 تا سانتریفیوژ تعلیق شده... هزاران تایش را در حال چرخش داریم وحالا که برای خرید اورانیم 20 درصد در حال چانه زنی هستیم و مانور می دهیم و به جای اطاعت از بسته های پیشنهادی ذلیلانه ی انها.... خودمان بسته پیشنهادی می دهیم و انها را لگام زده به دنبال خود می کشانیم ....حالا ملت در فشار است ؟ حالا ما را به تحریم می ترسانید در حالی که مردم ما برای عزت کشور خود از مال خود که هیچ از خون جوانان خود گذشتند .......آیا روی خون جوانان خود فرش سبز بیندازیم و فریاد آمریکا ماغلط کردیم سر بدهیم عاقلانه است؟
آن سید
گفت به خاطر مردم باید کوتاه آمد ! اما نگفت وقتی مردم حق خود را از حاکمان طلب می
کنند حتی اگر با دادن خونشان باشد چرا باید مسئولان کوتاه بیایند ؟؟؟آنهم به خاطر مشتی
تفاله که از آرمانها دست کشیده اند واز سنگینی اعمال خود ته نشین شده اند !!!

راستی چرا همیشه مردم باید از حق خود کوتاه بیایند تا انها که عمری در کنج عافیت در گالری های هنر و مذهبشان خزیده اند برایشان تصمیم بگیرند ؟ آنهم با آتش و سنگ ؟
چرا حالا که کسی
پرچم عدالت خواهی را بالا برده به جای یاری کردن او شمشیر زهر آلود بالای سرش گرفته اند
که رای زیاده خواهان را بپذیرو به خاطر مردم کوتاه بیا!!!
مولاجان ! این ها جزو مومنان هستندکه این گونه می گویند ! دیگر وای به حال بقیه ! اما مولا جان آیا خداوند حاکمانی را
که به خاطر مصالح خود از حق مردم کوتاه می آیند می بخشد ؟
24 میلیون آدمی که
رای دادند و حق خود را طلب کردند چرا باید حرف آن زورگو را بپذیرند ؟ چرا
او باید مطلق العنان باشد ؟ هرکاری بکند و هرگز پاسخ گو نباشد ؟ چرا ؟ چرا
نباید جواب کارهایش را بدهد ؟
چرا او باید مصونیت داشته باشد و مردم کشته شوند ؟ مولا جان چون دوست دشمن است شکایت کجا بریم ؟؟؟؟
مردم عدالت را در رای خود جستجو کرده اند وحفظ رای خود را از حاکم دینی خود می خواهند چرا باید حاکم در برابر زورگوها کوتاه بیاید ؟
آخ مولا جان چه بگویم! ما به شما شکایت می کنیم ! ما از دست خودمان هم به شما شکایت می کنیم!
حتی آن سید مارا با کشور افغانستان مقایسه کرد و با لحنی معترض گفت حداقل ما باید از کرزای! درس بگیریم که به خاطر کشورش ! تقلب را پذیرفت تا دوباره رای گیری شود!! (کشورش !! همان لگد کوب القاعده برای سود تریاک باندهای مافیایی آمریکایی و انگلیسی !) همان پذیرشی که زیر چکمه های نظامیان آمریکا و بعد از کناره گیری عبدالله عبدلله تنها سودی که داشت کم شدن اعتبار حکومت بود برای دادن آوانتاژ های بیشتر به آمریکایی ها !!! ای بود راه حل آمریکا برای افغانستان !
یعنی آیا کسی که داوری آمریکا را بپذیرد درباره حق آن 24 میلیون آدمی که به دکتر رای دادند جوابی پیش خدا خواهد داشت ؟حالا ما بی سواد و دهاتی و نفهم ! شما که یک عمر بر منبر قرآن نشسته اید .....معنای این آیه چیست آقای سید !
الم تر الى الذين يزعمون انهم امنوا بما انزل اليك و ما انزل من قبلك يريدون ان يتحاكموا الى الطاغوت و قد امرو ان يكفروا به...)) آيا نديدى آنان كه گمان مى كردند ايمان آورده اند به آنچه نازل شده بر تو و پيامبران قبل از تو (اما) مى خواهند طاغوت میان آن حکم کند ؟ در حالى كه از اين كار منع شده اند!...
آیا اگر
آمریکا به دست ایادی خود گروهی را تحریک فکری کند تا به خیابانها بریزند و بر
علیه کسی که منافع ایران را نمی فروشد شعار بدهند و نمایش قدرت بپا کنند و آتش بزنند و ما رای آن 24
میلیون را دور بریزیم و در برابر این فتنه گری ها تسلیم شویم . به وظیفه حاکم مسلمان عمل شده است ؟ پاسداری از رای مردم ؟؟
آیا برای آن حتی دست بالای بالا! یک میلیون آدم تظاهرات سکوت کرده! اگرآتش زدنهایشان را فراموش کنیم و به بزرگواری خودمان ببخشیم طبق معمول! آیا باید رای 24 میلیون نفر را باطل می کردیم؟؟؟ پس انتخابات برای چیست ؟ برای لشکر کشی خیابانی ؟ یا برای خوش امدن اذناب شیطانی ؟
آیا باید اجازه می دادیم تا همین امروز هر چند وقت یکبار گوساله سامری را یک جا ببرند و به طور قانونی برایش تظاهرات سکوت بگیرند و آدرس غلط بدهند که دشمن اصلی فراموش شود و صورت مسئله انقلاب و مبارزه از سمت صهیونیست و آمریکا ی بدکار به سمت ولی فقیه خودمان برگردد ؟؟؟ مالکم کیف تحکمون؟
او گفت "کار کشور به دست کاردانها نیست !" ....
آیا این کاردانی ست که مدام مردم را تحریک کنند و
با تهمت و توهین ایجاد آشوب و تفرقه و
ناامنی کنند و اگر ما از امنیت خود دفاع کردیم
و در تلاش برای اجرای عدالت بودیم نظام را متهم کنند که کار دست
کاردان ها نیست!
؟؟ یعنی کاردان آنها موسوی ست ؟ یا کسانی که با دست پیش می کشند و با پا
پس ؟ آب به آسیاب موسوی می ریزند و ژست وحدت ملی سر می دهند تا ظالم را از
مخمصه فراری بدهند ! اگر این است کاردانی ؟ وای به حال کارشناسی اش !
این چگونه قضاوتی ست که حق همیشه باید پایمال منافع گروهی شود که زورظاهری بیشتری دارند ؟
این چگونه حکمیتی ست که اگر کسی از حق مردم در برابر زرداران و زورمداران دفاع کرد محکوم است ؟
این چگونه قانونی ست که در آن مظلوم همیشه باید کتک بخورد و ظالم مدعی بماند و باد ادعا به غبغب بیندازد و در امان بماند؟
چرا باید پذیرفت رای کسانی را که در طول این سالهای اخیر با تمام توان و امکانات مالی خود با ایجاد فتنه و اشاعه بدبینی و تهمت زنی و ارائه تحلیل های غلط سعی در نمایش وارونه جای حق و باطل داشته اند ؟
چرا باید
پذیرفت رای کسانی را که سعی در دزدیدن ناموس ومعنوی و فرهنگی یک ملت کرده اند و با
تکان دادن نماد سبز سیادت با الله اکبر یا صدای یاحسین میر حسین ...سعی در غارت
احساسات دینی مردم به نفع خود داشته اند و مردم را فریب داده اند در حالی که از
آنسوی مرزها برای آشوبهایشان هورا می کشند و به جای گرفتن انگشت اشاره به سوی آدم
کشی صهیونیست ها در غزه و لبنان ، رهبر را متهم می کنند!!!
خدایا اعوذ بک من شر النفاسات فی العقد ! خدایا این چه عقده ای ست که در دل بعضی موج می زند که حالا که حق و باطل این قدر روشن شده هر روز بهانه ای تازه ساز می کنند و جای حق و باطل را عوض می کنند و با جریان نفاقی همراه می شوند که در آنسوی مرزها رضا پهلوی ورجوی و گوگوش از آن طرفداری می کنند ! آیا نباید همسنگران خود را بشناسند ؟
آیا نباید دوست و دشمن را بشناسند؟ !
مولاجان
دلم ازین می سوزد که تازه این ها به ظاهر از تراز اولی های شیعیان شما هستند !
ملکوت آسمان و زمین به اذن خداوند دست شماست مولاجان! به داد ما برسید !
مولاجان چرا زبانهای گویا و قلم های نافذ در دفاع از حق این قدر کمند ؟ حتی رسانه ملی هم ساکت نشسته و کمر به قتل خوبان بسته !
آیا این فضای غبار آلود فتنه ها به ید با کفایت شما فرو خواهد نشست و حق و باطل برای همه آشکار خواهد شد ؟
آیا ظالمان به دست عدالت سپرده خواهند شد ؟
آیا
خداوند استغاثه مظلومان را پاسخ خواهد داد ؟
اللـهم إنّا
نشكوا إليك فقد نبينا صلواتك عليه وآله وغيبة ولينا ....وكثرة عدونا..... وقلة
عددنا ....وشدّة الفتن بنا ....وتظاهر الزمان علينا ....فصل على محمد وآله ....واعنا على
ذلك بفتح منك تعجّله.....وبضر تكشفه..... ونصر تعزه .....وسلطان حق تظهره ......ورحمة منك
تجللناها ....وعافية منك تلبسناها ....برحمتك يا أرحم الراحمين
اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و اجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و والمستشهدین بین یدیه....


















